مرتضى مطهرى

55

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

جديد قدرتهاى اروپايى و آمريكايى عامل اساسى اين جدايى هستند . با همهء اينها ، هيچ يك از اين عاملها نتوانسته است اساس اين وحدت را كه در روح مردم قرار دارد از بين ببرد . به قول اقبال لاهورى : امر حق را حجت و دعوى يكى است * خيمه‌هاى ما جدا دلها يكى است از حجاز و چين و ايرانيم ما * شبنم يك صبح خندانيم ما افرادى از همين واحد ، همه ساله يك اجتماع تقريباً يك ميليون و نيم نفرى را در مراسم حج تشكيل مىدهند . اما از اين طرف ، فكر مليت پرستى و نژادپرستى فكرى است كه مىخواهد ملل مختلف را در برابر يكديگر قرار دهد . اين موج در قرون اخير در اروپا بالا گرفت . شايد در آنجا طبيعى بود ، زيرا مكتبى كه بتواند ملل اروپا را در يك واحد انسانى و عالى جمع كند وجود نداشت . اين موج در ميان ملل شرقى به وسيلهء استعمار نفوذ كرد . استعمار براى اينكه اصل « تفرقه بينداز و حكومت كن » را اجرا كند ، راهى از اين بهتر نديد كه اقوام و ملل اسلامى را متوجه قوميت و مليت و نژادشان بكند و آنها را سرگرم افتخارات موهوم نمايد ؛ به هندى بگويد تو سابقه‌ات چنين است و چنان ، به ترك بگويد نهضت جوانان ترك ايجاد كن و « پان تركيسم » به وجودآور ، به عرب - كه از هر قوم ديگر براى پذيرش اين تعصبات آماده‌تر است - بگويد روى عروبت و « پان عربيسم » تكيه كن ، و به ايرانى بگويد نژاد تو آرياست و تو بايد حساب خود را از عرب كه از نژاد سامى است جدا كنى . فكر مليت و تهييج احساسات ملى احياناً ممكن است آثار مثبت و مفيدى از لحاظ استقلال پاره‌اى از ملتها به وجود آورد ولى در كشورهاى اسلامى بيش از آنكه آثار خوبى به بار آورد ، سبب تفرقه و جدايى شده است . اين ملتها قرنهاست كه اين مرحله را طى كرده‌اند و پا به مرحلهء عاليترى گذاشته‌اند . اسلام قرنهاست كه وحدتى بر اساس فكر و عقيده و ايدئولوژى به وجود آورده است . اسلام در قرن بيستم نيز نشان داده است كه در مبارزات ضداستعمارى مىتواند نقش قاطعى داشته باشد . در مبارزاتى كه در قرن بيستم به وسيلهء مسلمانان بر ضد استعمار صورت گرفت و منتهى به نجات آنها از چنگال استعمار شد ، بيش از آنكه عامل مليت تأثير داشته باشد عامل اسلام مؤثر بوده است از قبيل مبارزات الجزاير ، اندونزى ،